اندازه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گیری کارایی فنی نیروگاه‌های حرارتی ایران: مقایسه رویکردهایDEA ، GME و پیامدهای آن برای تنظیم‌گری بخش برق

نوع مقاله : کاربردی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری اقتصاد،دانشکده مدیریت و اقتصاد، دانشگاه شهید باهنر کرمان، ایران

2 استاد اقتصاد، گروه اقتصاد، دانشکده مدیریت و اقتصاد، دانشگاه شهید باهنر کرمان،کرمان، ایران

3 دانشیار اقتصاد، گروه اقتصاد، دانشکده مدیریت و اقتصاد، دانشگاه شهید باهنر کرمان، کرمان، ایران،

10.30473/jier.2026.78880.1558

چکیده

در این مطالعه کارایی فنی و تغییرات بهره‌وری کل عوامل در نیروگاه‌های حرارتی ایران با استفاده از رویکردهای پارامتریک و ناپارامتریک به منظور پیامدهای تنظیم‌گری آن ارزیابی شده است. برای این هدف، از تابع فاصله خروجی‌محور به روش حداکثر آنتروپی تعمیم‌یافته (GME) در قالب تابع ترانسلوگ و مدل تحلیل پوششی داده‌ها (DEA) خروجی‌محور با بازده به مقیاس متغیر استفاده شد. داده‌های مورد استفاده، پنل ۱۱ ساله مربوط به نیروگاه‌های بخاری، گازی و سیکل ترکیبی با ساختارهای مالکیتی مختلف است.

نتایج نشان می‌دهد که در دوره مورد بررسی میانگین کارایی فنی بر اساس مدل DEA برابر ۰.۸۳۳ و بر اساس مدل GME برابر ۰.۶۰۷ است. این اختلاف قابل توجه بین دو رویکرد، حساسیت نتایج به انتخاب روش و فرضیات تابعی را تأیید می‌کند. نیروگاه‌های سیکل ترکیبی در مدل DEA عملکرد بهتری (۰.۹۴۰) داشتند، در حالی که تفاوت کارایی بر اساس نوع مالکیت معنادار نبود. شاخص مالمکوئیست حاکی از کاهش ملایم بهره‌وری کل عوامل در دوره مورد مطالعه است که عمدتاً ناشی از پسرفت تغییرات تکنولوژیکی (TC) بوده، در حالی که تغییرات کارایی (EC) نسبتاً پایدار مانده است. این پژوهش پیشنهاد می‌کند سیاست‌گذاران بر نوسازی فناوری، بهینه‌سازی سوخت و تنظیم‌گری مبتنی بر بنچمارکینگ تمرکز کنند.

کلیدواژه‌ها

موضوعات