<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>فصلنامه علمی پژوهش های اقتصاد صنعتی</title>
    <link>https://indeco.journals.pnu.ac.ir/</link>
    <description>فصلنامه علمی پژوهش های اقتصاد صنعتی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Tue, 23 Sep 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Tue, 23 Sep 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>برآورد تغییرات رفاهی ناشی از اصلاح قیمت حامل‌های انرژی با تأکید بر بنزین: شواهدی از استان آذربایجان غربی</title>
      <link>https://indeco.journals.pnu.ac.ir/article_12819.html</link>
      <description>اصلاح قیمت حامل‌های انرژی، به‌ویژه بنزین، یکی از چالش‌برانگیزترین سیاست‌های اقتصادی در ایران است که تأثیر مستقیم بر رفاه خانوار و پایداری مالی دولت دارد. این پژوهش با هدف برآورد تغییرات رفاهی ناشی از افزایش قیمت بنزین در میان خانوارهای شهری استان آذربایجان غربی انجام شده است. برای این منظور، از مدل سیستم تقاضای تقریباً ایده‌آل درجه دوم (QAIDS) و روش تخمین حداقل مربعات غیرخطی تعمیم‌یافته (FGNLS) استفاده شده تا هم‌زمان معادلات سیستم تقاضا برآورد و همبستگی میان خطاها لحاظ شود. داده‌های مورد استفاده شامل اطلاعات درآمد و هزینه ۵۲۳ خانوار در سال ۱۴۰۲ از طرح بودجه خانوار مرکز آمار ایران است. نتایج نشان داد که کالاهای خوراکی، مسکن و ارتباطات ضروری‌ترین اقلام در سبد مصرفی خانوارها هستند، در حالی که بنزین و تفریحات حساس‌ترین کالاها نسبت به تغییر قیمت می‌باشند. محاسبه شاخص‌های تغییرات جبرانی (CV) و تغییرات معادل (EV) نشان داد که با افزایش ۱۰۰ درصدی قیمت بنزین، برای بازگرداندن رفاه خانوار به سطح اولیه باید ماهانه حدود ۶٫۳ میلیون ریال به هر خانوار پرداخت شود. این یافته‌ها بیانگر آن است که اصلاح قیمت بنزین بدون طراحی سازوکارهای جبرانی هدفمند، می‌تواند منجر به افت قابل‌توجه رفاه و افزایش فشار اقتصادی بر خانوارهای شهری شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی تغییرات بهره‌وری و کارایی سبز صنایع ایران با رویکرد تحلیل پوششی داده‌ها مبتنی بر اندازه‌گیری اسلک و شاخص مالکوم کوئیست</title>
      <link>https://indeco.journals.pnu.ac.ir/article_12820.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف ارزیابی تغییرات بهره‌وری و کارایی سبز صنایع ایران در دوره ۱۳۹۴&amp;amp;ndash;۱۳۹۸ انجام شد. از مدل تحلیل پوششی داده‌ها با رویکرد خروجی‌محور و فرض بازده متغیر به مقیاس مبتنی بر اندازه‌گیری اسلک استفاده شد. ورودی‌ها شامل تعداد کارکنان، ارزش مواد اولیه، تشکیل سرمایه ثابت و مصرف انرژی کل؛ خروجی مطلوب شامل ارزش افزوده صنعتی؛ و خروجی‌های نامطلوب شامل پسماند و فاضلاب بود. نتایج نشان داد میانگین کارایی سبز ۰.۶۸۳ (حدود اطمینان ۹۵٪: [۰.۶۵۲، ۰.۷۱۴]) بوده و اسلک انرژی (۴۱.۸٪) و پسماند (۳۳.۱٪) عوامل اصلی ناکارایی هستند. شاخص مالمکوئیست میانگین ۰.۹۵۸ را نشان داد که بیانگر کاهش سالانه ۴.۲ درصدی بهره‌وری سبز است؛ ۶۴.۳٪ از این کاهش ناشی از عقب‌ماندگی فنی (TC=۰.۹۷۳) و ۳۵.۷٪ از تغییر کارایی (EC=۰.۹۸۵) است. صنایع غذایی و نساجی بهترین و صنایع فلزات اساسی و کک و پالایش نفت بدترین عملکرد را داشتند. بر اساس نتایج، پیشنهاد می‌شود سیاست‌گذاران با اولویت کاهش اسلک انرژی و پسماند از طریق مشوق‌های مالی و ممیزی اجباری، و مقابله با عقب‌ماندگی فنی از طریق انتقال فناوری سبز به صنایع پرمصرف، کارایی و بهره‌وری سبز را ارتقا دهند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سنجش تأثیر کارایی بر ارزش‌افزوده در واحدهای صنعتی منتخب ایران (موردکاوی: بنگاه‌های با اشتغال ۱۰ نفر و بیشتر)</title>
      <link>https://indeco.journals.pnu.ac.ir/article_12826.html</link>
      <description>پژوهش حاضر به بررسی اثر شاخص‌های کارایی فنی، اقتصادی و تخصیصی بر ارزش‌افزوده کارگاه‌های صنعتی منتخب دارای ده کارکن و بیش‌تر در ایران می‌پردازد. داده‌های پانل این مطالعه برای دوره زمانی ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۰ و در قالب ۲۴ زیربخش صنعتی، بر اساس طبقه‌بندی ISIC و با استفاده از آمارهای طرح صنعتی مرکز آمار ایران گردآوری شده است. نمونه‌گیری به روش طبقه‌بندی‌شده انجام شده و حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران تعیین گردیده است. چهار زیربخش با بیش‌ترین سهم در اشتغال و ارزش‌افزوده، شامل فرآورده‌های غذایی، آشامیدنی‌ها، پوشاک و منسوجات برای تحلیل تفصیلی انتخاب شده‌اند. برای استخراج شاخص‌های کارایی از رهیافت تحلیل مرز تصادفی (SFA) و برای تحلیل پویای روابط کوتاه‌مدت و بلندمدت از مدل خودرگرسیونی با وقفه‌های توزیعی (ARDL) استفاده شده است. نتایج برآورد نشان می‌دهد که هر سه شاخص کارایی در بلندمدت تأثیر مثبت و معناداری بر ارزش‌افزوده دارند، به‌طوری‌که افزایش کارایی فنی و اقتصادی بیش‌ترین نقش را در ارتقای عملکرد بخش صنعت ایفا می‌کند. در کوتاه‌مدت نیز اثرگذاری این شاخص‌ها مثبت ولی ضعیف‌تر بوده و ضریب تصحیح خطا منفی و معنادار است که بیانگر وجود رابطه تعادلی پایدار میان کارایی و ارزش‌افزوده در سطح زیربخش‌های صنعتی می‌باشد. هم‌چنین، ضرایب سرمایه (۰.۴۷) و نیروی کار (۰.۳۹) نقش اساسی این عوامل در تولید و رشد اقتصادی را برجسته می‌سازد. به‌طور کلی، یافته‌ها که با نظریه‌های اقتصادی تولید همسو هستند، بر ضرورت اجرای سیاست‌هایی با هدف ارتقاء کارایی، سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها و توسعه سرمایه انسانی به‌عنوان محرک‌های کلیدی بهبود عملکرد صنعتی کشور تأکید دارند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر هیبریدی راهبردهای تمایز و رهبری هزینه بر ارزش افزوده اقتصادی شرکت‌های بورسی: رویکرد مزیت رقابتی پایدار</title>
      <link>https://indeco.journals.pnu.ac.ir/article_12827.html</link>
      <description>هدف محوری پژوهش حاضر بررسی معمای مزیت رقابتی پایدار و ارزش افزوده اقتصادی بنگاه‌های فعال بورسی است. در واقع این پژوهش تلاش دارد که ضمن بررسی اثرات راهبرد تمایز و رهبری هزینه اثرات تعاملی این دو راهبرد را بر ارزش افزوده بنگاه ارزیابی نماید. بدین منظور داده‌های 141 شرکت فعال در بورس اوراق بهادار به روش حذف سیستماتیک در بازه زمانی 1393 تا 1402 از صورت‌های مالی این شرکت‌ها استخراج و به روش گشتاورهای تعمیم‌یافته دو مرحله‌ای سیستمی SYS-GMM به این مهم پرداخته شد. نتایج پژوهش گویای آن است که راهبرد تمایز با اثر مثبت و معنادری ارزش افزوده بنگاه‌ها اقتصادی را افزایش داده است؛ درحالی‌که رهبری هزینه تاثیر معناداری نداشته است. علاوه براین اثر هیبریدی راهبرد تمایز و هزینه باعث خلق ارزش آفرینی و افزایش ارزش افزوده اقتصادی بنگاه‌ها شده است؛ در این میان اثر تمایز در مقایسه با اثرات مبتنی بر هم‌افزایی راهبردهای تمایز و رهبری هزینه با شدت بیشتری باعث ارتقای ارزش افزوده اقتصادی شده است. همچنین نتایج بررسی اثر متغیرهای کنترلی مؤید آن است که هرچند جریان نقدینگی با اثر مثبت تاثیر معناداری بر ارزش افزوده نداشته است؛ اما بقیه متغیرها با توجه به ساختار نهادی و مدیریتی بنگاه‌ها اثر منفی و معناداری بر ارزش افزوده شرکت گذاشته‌اند. از این‌رو به مدیران شرکت‌ها توصیه می‌شود که علاوه بر سرمایه‌گذاری در دارایی‌های نامشهود نظیر تحقیق و توسعه، برندینگ، ارتقای کیفیت و نوآوری محصول به عنوان محرک اصلی خلق ارزش افزوده با تمرکز بر اثرات تعاملی (هم‌افزایی) تمایز و رهبری هزینه ارزش افزوده اقتصادی پایدارتری ایجاد کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی زیان اقتصادی خاموشی برق: مطالعه موردی برای صنایع کارخانه‌ای استان مازندران</title>
      <link>https://indeco.journals.pnu.ac.ir/article_12828.html</link>
      <description>در راستای چالش ناترازی در عرضه و تقاضای برق کشور، صنایع استان مازندران نیز متحمل خسارات بسیار شده‌اند. هدف این پژوهش، کمی‌سازی و تفکیک خسارات ناشی از ناترازی برق در گروه‌های صنعتی این استان با تکیه بر داده‌های ثانویه و روش‌های اقتصاد سنجی می‌باشد. در این مطالعه با استفاده از داده‌های تابلویی برای 18 گروه صنعتی طی دوره 1401-1397 و با به‌کارگیری روش گشتاورهای تعمیم یافته سیستمی ، دو ریکرد محاسبه زیان تولیدی و زیان رفاهی بررسی شده و در کنار آن رویکرد سوم یعنی محاسبه شاخص ارزش بار از دست رفته نیز بررسی شده‌است.نتایج خسارت بسته به ماهیت هر رویکرد محاسبه، دامنه متفاوتی را نشان می‌دهد. خسارت ناشی از محدودیت 5 درصد برق برای هر گروه صنعتی، از منظر رفاهی بین 1150 تا 2100 ریال برکیلووات ساعت، از منظر زیان تولیدی، در بازه 9600تا 210000 ریال برکیلووات ساعت قرار داشته‌است. این زیان از منظر ارزش بار از دست رفته بین 62500تا 1360000 ریال بر کیلووات ساعت می‌باشد. همچنین صنایع بزرگ استان مانند صنایع فرآورده‌های غذایی و آشامیدنی و صنعت تولید فرآورده‌های چوبی با بیشترین زیان مطلق ریالی مواجه می‌باشند در حالی که صنایع کوچکتر مانند سایر تجهیزات حمل و نقل و تجهیزات برقی، حساسیت و وابستگی بیشتری به برق پایدار نشان می‌دهند. آسیب‌پذیری تمامی صنایع در برابر ناترازی برق یکسان نیست و محدودیت عرضه برق هزینه‌های هنگفتی را بربخش صنعت استان وارد می‌نماید. یافته‌ها بر لزوم سرمایه‌گذاری در پایداری و امنیت شبکه برق‌رسانی و ضرورت اصلاح سیاست‌های سمت تقاضا تأکید دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر توسعه مالی و مالی‌سازی اقتصاد بر رقابت‌پذیری صنعتی در ایران شواهدی از رهیافت داده‌ها با تواتر مختلف</title>
      <link>https://indeco.journals.pnu.ac.ir/article_12829.html</link>
      <description>توسعه صنعتی و رقابت‌پذیری صنایع، نیازمند منابع مالی پایدار، دسترسی به سرمایه و نهادهای کارآمد است. در این تحقیق، علاوه بر محاسبه شاخص رقابت‌پذیری اقتصادی با استفاده از روش تحلیل مؤلفه‌های اصلی (PCA) و چهار شاخص &amp;amp;laquo;ارزش افزوده بخش تولید&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;صادرات کالاهای تولیدی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;صادرات محصولات با فناوری متوسط و بالا&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;ارزش افزوده تولیدات صنعتی با فناوری متوسط و بالا&amp;amp;raquo;؛ به بررسی تأثیر توسعه مالی، مالی‌سازی و کیفیت نهادی بر رقابت‌پذیری صنعتی در ایران با استفاده از داده‌های دوره ۱۹۹۰ تا ۲۰۲۱ و رهیافت داده‌ها با تواتر مختلف (MIDAS) با الگوی توزیع تأخیری آلمن (PDL) درجه دوم پرداخته شده است. نتایج نشان می‌دهد که توسعه مالی و کیفیت نهادی تأثیر مثبت بر ارتقای رقابت‌پذیری صنعتی دارند. در حالی که مالی‌سازی اقتصاد اثری دوگانه بر رقابت‌پذیری صنعتی می‌گذارد؛ به‌طوری که در کوتاه‌مدت اثر مثبت و در بلندمدت اثر منفی دارد؛ به این معنا که مالی‌سازی بیش از حد و بدون نظارت کافی می‌تواند اثرات منفی بر ارزش افزوده و بهره‌وری صنایع بر جای گذارد. همچنین نتایج نشان می‌دهد که سرمایه‌گذاری و پیچیدگی اقتصادی اثر مثبت بر رقابت‌پذیری صنعتی دارند؛ بنابراین ترکیب توسعه مالی هدفمند، مدیریت کارآمد فرآیند مالی‌سازی و بهبود کیفیت نهادی می‌تواند به‌عنوان راهبردی مؤثر در جهت تقویت رقابت‌پذیری و دستیابی به توسعه صنعتی پایدار در ایران عمل کند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
